ابزار وبمستر

Snow Alone | سایت اسنوالون - Oh my heart

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

به وبسایت ما خوش آمدید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

برای مشاهده مطالب سایت دکمه زیر را کلیک نمایید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

اسنوالون، بزرگترین مرجع مطالب و نوشته های خاص

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

Snow Alone | سایت اسنوالون

با ما در ارتباط باشید

موزیک پلیر

درباره سایت

logo

با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

توضیحات

سایت عاشقانه اسنو الون مرجع مطالب خاص و دستنویس عاشقانه است که امیدواریم با حمایت های شما مخاطبان عزیز این وبسایت بتوانیم خدمات بهتری را خدمت شما کاربران عزیز ارائه دهیم.

Oh my heart


Oh my heart

با یه پیج دیگه که عکسای خودم نبود و اصلا هیچکس نمیدونست
که این پیج برای منه اینستاگرامش رو فالو کرده بودم
و پیجش رو داشتم..!
یه شب حدوادی ساعت ۱۲ شب بود که دیدم یه استوری گذاشت..
یه عکس بود که نوشته بود:نفری یه سوال ازم بپرسید،قول میدم راستش رو بگم..
رفتم دایرکتش.
پرسیدم: میشه من بجای یکی چند تا بپرسم؟
فقط قول دادی راستش رو بگی‌‌..
گفت باشه بپرس...!!
پرسیدم هنوز دوسش داری؟؟
گفت :کی؟
گفتم:عشق سابقت رو میگم.
جواب داد:نه بابا کلا فراموشش کردم.
بغض کردم.
گفت:خب! سوال بعدی
پرسیدم: اگه یه روزی قرار باشه بازم کنار هم باشین قبولش میکنی؟
گفت ای بابا دیگه خیلی حرمتا بین من و اون از بین رفته،عشق من و اون همین خاطره بمونه خیلی بهتره..
بغش داشت خفم میکرد..
یه نفس عمیق کشیدم
پرسیدم اگه یه روز بهت خبر بدن عشق سابقت مرده چه حالی میشی؟
خیلی خونسرد جواب داد :چی بگم والا !خدانکنه ولی خب عمر دست خداست،خدا بیامرزتش.
جیگرم سوخت ..
فقط تو دلم با بغض گفتم آخ بی معرفت من.
هر جوری بود نزاشتم بغضم بترکه.
همون عکس رو چند دقیقه بعد من گذاشتم تو استوری.
جواب داد منم میتونم بجای یکی چند تا سوال کنم..
گفتم آره،راحت باش.
پرسید هنوز دوسش داری؟؟
گفتم:من؟؟
من عاشقشم
من دیوونشم
اون بی معرفت همه زندگی من بود و هست
پرسید اگه برگرده قبولش میکنی؟
گفتم قبولش میکنم چیه؟؟
در قلبم همیشه به روش بازه...
تا آخر عمرم تنها فرد محبوب زندگی منه،اصلا اون صاحب اختیار و صاحب خونه قلب منه...!!

گفت: تو اشک منو دراوردی .!!
چه عشق پاکی
چه عشق قشنگی
چقدر دلت پره،چقدر غصه داری.
گفت اینم آخرین سوالم
همون سوالی که تو از من پرسیدی
اگه یه روزی خبر بدن مرده چیکار میکنی.
گفتم خدانکنه،دور از جونش،دردش به جونم اون چیزیش بشه که من میمیرم.
گفت :همینجوری دارم اشک میریزم امشب با حرفات،اشک منو دراوردی.
هی بغص میکردم اشک تو چشام جمع میشد اما هی آه میکشیدم،هی نفس میکشیدم خودم رو کنترل میکردم .
یک ساعتی گذشت.
پاشدم برم آب بخورم که دیدم واسم پیام اومد دوباره اومد دایرکت
گفت تو این یک ساعت خیلی به تو و حرفات فکر کردم
تو این یه ساعت فقط دارم اشک میریزم و فقط یه جمله تو ذهنم تکرار میشه...
پرسیدم چی؟؟؟
گفت:چجوری دلش اومد تو رو تنهات بزاره؟؟
چجور دلش اومد؟
فقط همین...
گوشی از دستم افتاد
با زانو اومدم زمین
بغضم ترکید
هی داد میزدم
چجور دلت اومد؟
چجور دلت اومد؟؟
چجور دلت اومد؟؟؟
یه استوری جدید گذاشتم
یه عکس که نوشته بود چجوری دلت اومد؟
جواب داد:آخی..
داد زدم آره والا
آخی دلم..
آخی دلم...
آخی دلم... 

نظرات

  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    آنقدر از مقابل چشمان تو رد شدم
    تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم
    منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
    آنشب که از کنار تو آرام رد شدم
    گم بودم از نگاه تمام ستارگان
    تا اینکه با دو چشم سیاهت رسد شدم...
    شاید به حکم جاذبه شاید به جرم عشق
    در عمق چشمهای تو حبس ابد شدم...
    محمد سلمانی
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡


    چنان ز پند شما ناصحان زمین گیرم
    که گر دوباره نصیحت کنید، می میرم
    مرا به خویشتن خویش وانهید که من
    نه از قبیله ی زهدم ، نه اهل تزویرم...

    محمد سلمانی
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡


    ...تاریخ‌نویسان كه قلم در كفشان بود
    جز ننگ به پیشانی میهن ننوشتند
    یك عمر از این شاخه به آن شاخه پریدند
    یك برگ ز خاموشی سوسن ننوشتند
    هفتاد من از كاغذ ملّت به هدر رفت
    افسوس كه قانون مدوّن ننوشتند

    محمد سلمانی
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡


    وقتی كه حكمران چمن باد می‌شود
    اول تبر حواله شمشاد می‌شود
    دیگر چه مكتب و چه مرام و چه مسلكی
    در گلشنی كه قبله‌نما باد می‌شود
    بلبل خموش، غنچه گرفتار، گل ملول
    یعنی چمن مدینه بیداد می‌شود
    جایی كه سنگ، زمزمه عشق سردهد
    آنجاست تیشه قاتل فرهاد می‌شود
    یك عمر آن كه بود مجلد به جلد دوست
    درگیر و دار حادثه جلاد می‌‌شود...

    محمد سلمانی

ارسال نظر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شب

علی سلطانی

وقتی از پشت تلفن
با صدای خواب آلودت
شب بخیر میگویی ؛
من که هیچ ،
کلاغ های لم داده روی
دکل مخابرات هم به خواب میروند

شب

علی سلطانی

بدون شب بخیر گفتن ات هم میتوانم بخوابم عزیزم!
اما فرق زیادی ست بین کسی که ...
چشمانش را می بندد و خوابش میبرد
با کسی که چشمانش را می بندد و تقلا می کند تا خوابش ببرد

شب

علی سلطانی

از دست پزشک کاری ساخته نیست
قرص های خواب بیهوده اند
چاره را خودم میدانم
به هر بدبختی که شده می خوابم
کافیست
قول بدهی که به خوابم می آیی!

با ما در ارتباط باشید

ما دوست داریم از نظرات شما در اطلاع باشیم

تماس با ما

Email: snowalone.ir@gmail.com


اینستاگرام
فرم تماس با ما

منتظر تماس تان هستیم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic