ابزار وبمستر

Snow Alone | سایت اسنوالون - Snow Love

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

به وبسایت ما خوش آمدید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

برای مشاهده مطالب سایت دکمه زیر را کلیک نمایید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

اسنوالون، بزرگترین مرجع مطالب و نوشته های خاص

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

Snow Alone | سایت اسنوالون

با ما در ارتباط باشید

موزیک پلیر

درباره سایت

logo

با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

توضیحات

سایت عاشقانه اسنو الون مرجع مطالب خاص و دستنویس عاشقانه است که امیدواریم با حمایت های شما مخاطبان عزیز این وبسایت بتوانیم خدمات بهتری را خدمت شما کاربران عزیز ارائه دهیم.

Snow Love


Snow Love

مخاطب خاص قلبم‏‏‏‏ ، تو را دوست دارم ...!
تو را دوست دارم ای عشق شور‏‏انگیز .‏.‏.‏
تویی که با قلب مهربانت عشق را در وجودم منتشر کردی ...!!
تو را دوست دارم ...
تویی که وقتی نگاه ام می کنی زندگی ام خالی می شود از دغدغه ها و کلیشه ها ...!!
چشم های قشنگ‏ت را دوست دارم
آن چشم هایی که همه ‏ی هستی من است ...!
چشم‏ هایی که همیشه قلبم در مقابلشان کم می آورد ...!!
آن چشم هایی که وقتی با نگاه های دزدکانه من گره می خورد
تمام حرف ها و احساسم را از نگاه دهن لقم میخواند ...!
تو را دوست دارم
تویی که حرف های نا گفته‏ ام را از پس نگاه‏ خسته ام می خوانی ...
تویی که درد ها و آثار زخم های روی قلبم را می دانی ...
تویی که دلم فقط برای تو از احساسش نوشت ...
تویی که دلت شبیه به دل منه
تویی که روحت دمیده شده از روح منه
تویی که بی حد و مرز دوستت دارم ...!
تو را دوست دارم
ای دلیل شعر شدن گاه و بی گاه احساس من
عشق تو که در دلم می نشیند ، احساسم عاشقانه ای می شود برای تو
عاشقانه ای از جنس برف ...!
برف من ، گفته ام و باز میگویم
تو تنها حقیقتی هستی که مقدسانه دوستت دارم ...!!!

Snow Alone

نظرات

  • جنیفر

    دست به دست مدعی شانه به شانه می روی
    آه که با رقیب من جانب خانه می روی
    بی خبر از کنار من ای نفس سپیده دم
    گرم تر از شراره ی آه شبانه می روی
    من به زبان اشک خود می دهمت سلام و تو
    بر سر آتش دلم همچو زبانه می روی
    در نگه نیاز من موج امید ها تویی
    وه که چه مست و بی خبر سوی کرانه می روی
    گردش جام چشم تو هیچ به کام ما نشد
    تا به مراد مدعی همچو زمانه می روی
    حال که داستان من بهر تو شد فسانه ای
    باز بگو به خواب خوش با چه فسانه می روی؟ شفیعی کدکنی
  • جنیفر


    آن را که در هوای تو یک دم شکیب نیست
    با نامه ایش گر بنوازی غریب نیست
    امشب خیالت از تو به ما با صفاتر است
    چون دست او به گردن و دست رقیب نیست
    اشکم همین صفای تو دارد ولی چه سود؟
    آینه ی تمام نمای حبیب نیست
    فریاد ها که چون نی ام از دست روزگار
    صد ناله هست و از لب جانان نصیب نیست
    سیلاب کوه و دره و هامون یکی کند
    در آستان عشق فراز و نشیب نیست
    آن برق را که می گذرد سرخوش از افق
    پروای آشیانه ی این عندلیب نیست شفیعی کدکنی



  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    بچــــه شیــــعــــه باســــ2

    ◀اگــــه مســــیرشــــ افتــــادبه جاده گنــــاه تو اولیــــن دوربــــرگردونــــ دوربــزنــــههه↻↻↻...:)))
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است
    زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است
    زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ
    زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    دوستان من مثل گندمند
    یعنی یک دنیابرکت و نعمت، نبودن شان قحطی و گرسنگی است
    ومن چه خوشبختم که خوشه های طلائی گندم دراطرافم موج می زند
    مهربانى تان راقدر میدانم وآنرا در سیلوی جان نگهداری خواهم کرد
  • جنیفر



    آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
    یک نفردر آب دارد می سپارد جان.
    یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند
    روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید.
    آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
    آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
    که گرفتستید دست ناتوانی را
    تا تواناییّ بهتر را پدید آرید،
    آن زمان که تنگ میبندید
    برکمرهاتان کمربند،
    در چه هنگامی بگویم من؟
    یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان!
    آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
    نان به سفره،جامه تان بر تن؛
    یک نفر در آب می‌خواند شما را...

    نیما یوشیج
  • جنیفر

    فریاد می زنم ،
    من چهره ام گرفته !
    من قایقم نشسته به خشکی !
    مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست ،
    یک دست بی صداست ،
    من ، دست من کمک ز دست شما می کند طلب،
    فریاد من شکسته اگر در گلو ، وگر
    فریاد من رسا ،
    من از برای راه خلاص خود و شما،
    فریاد می زنم
    ، فریاد می زنم!!

    نیما یوشیج
  • جنیفر

    آن گل زودرس چو چشم گشود
    به لب رودخانه تنها بود
    گفت دهقان سالخورده كه : حیف كه چنین یكه بر شكفتی زود
    لب گشادی كنون بدین هنگام
    كه ز تو خاطری نیابد سود
    گل زیبای من ولی مشكن
    كور نشناسد از سفید كبود
    نشود كم ز من بدو گل گفت
    نه به بی موقع آمدم پی جود
    كم شود از كسی كه خفت و به راه
    دیر جنبید و رخ به من ننمود
    آن كه نشناخت قدر وقت درست
    زیرا این طاس لاجورد چه جست ؟

    نیما یوشیج
  • جنیفر

    خانه ام ابری ست
    یکسره روی زمین ابری ست با آن.
    از فراز گردنه خرد و خراب و مست
    باد میپیچد.
    یکسره دنیا خراب از اوست
    و حواس من!
    آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟
    خانه ام ابری ست اما
    ابر بارانش گرفته ست...

    نیما یوشیج

  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    باشد، تو نیز بر جگرم خنجری بزن
    با من دم از هوای کسِ دیگری بزن

    پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت
    روزی به آشیانه ی من هم سری بزن

    ای دل به جنگ جمع رقیبان شتاب کن
    سرباز نیمه جان! به صف لشگری بزن

    درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت
    ای روزگار! سیلیِ محکمتری بزن

    شاید که جام بشکنم و توبه ای کنم
    ای مرگ! پیش از آنکه بیایی دری بزن ...


    سجاد سامانی
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    با تو از خویش نخواندم – که مجابت نکنم
    خواستم تشنه ی این کهنه شرابت نکنم

    گوش کن از من و بر همچو منی گوش مکن
    تا که ناخواسته مشتاق عذابت نکنم

    دستی از دور به هُرم غزلم داشته باش
    که در این کوره ی احساس مذابت نکنم

    گاه باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست
    سیل بی گاهم و ناگاه خرابت نکنم

    فصلها حوصله سوزند – بپرهیز - که تا
    فصل پر گریه ی این بسته کتابت نکنم

    هر کسی خاطره ای داشت – گرفت از من و رفت
    تو بیندیش – که تا بیهده قابت نکنم


    محمدعلی بهمنی
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    یاد تو پرچم صلحیست میان شورش این همه فکر !
  • جنیفر



    خداگو با خداجو فرق دارد
    حقیقت با هیاهو فرق دارد
    بسا مشرک که خود قرآن بدست است
    نداند در حقیقت بت پرست است
    مهدی سهیلی
  • سلام مرسی که اومدی
    راستی لینکت کردم
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    چه باشه چه نباشه ، محبت سر جاشه / چه داری چه نداری ، تو عزیز روزگاری . . .
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    دیوانه نیستم !

    فقط ، فقط طوری “خاص” که دیگران نمیتوانند ، تو را “دوست” دارم
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    هیچ جزر و مدی،
    نمیتواند آشفته ام کند وقتی...
    ...
    ...
    سرم روی سینه تو بالا وپایین می رود!
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    بوسه از لب های شیربنت نصیبم میکنی؟
    لا به لای دست های خود اسیرم میکنی؟

    عشق را در بین موهای تو من گم کرده ام!
    دست هایم را میان گیسوانت می کنی؟!
    • اسنو الون

      به جونه عمت...!!
  • وای
    خوش بحالش...........
    چقدر دوستش دارین
    چقدر عاشقانه
  • مقام کشوری نویسندگی دارم
    جز برگزیدگان جشواره خوارزمی ادبی هم هستم
    ولی الان واقعا حس نوشتن ندارم
    شما مخاطب دارن متناتون؟
    عذر میخام چن ساله هستین؟
    من 21 سالمه
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    حس قشنگیست در آغوش تو بودن

    به چشمان پر مهرت خیره شدن

    و غرق شدن در دریای چشمانت که راز قلب خویش را صدا میکند

    و رسیدن به اعماق قلب زیبایت

    گوش کن این آهنگ قلب من است که با آهنگ قلب تو یکی شده و هر لحظه در دلم فریاد می زند

    تمام هستی ام از آن توست عشق مهربانم...
  • ♡❀عشق بے ثمر❀♡

    از شوق تماشای شب چشم تو سرشار
    آیینه به دست آمده ام بر سر بازار

    هر غنچه به چشم من دلتنگ جز این نیست
    یادآوری خاطره ی بوسه ی دیدار

    روزی که شکست آینه با گریه چه می گفت
    دیوار به آیینه و آیینه به دیوار

    کشتم دل خود را که نبینم دگری را
    یک لحظه عزادارم و یک عمر وفادار !

    چون رود که مجبور به پیمودن خویش است
    آزاد و گرفتارم-آزاد و گرفتار

    ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد
    برخیز فدای سرت،انگار نه انگار

    تا لحظه ی بوسیدن او فاصله ای نیست
    ای مرگ،به قدر نفسی دست نگه دار!

    فاضل نظری

ارسال نظر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شب

علی سلطانی

وقتی از پشت تلفن
با صدای خواب آلودت
شب بخیر میگویی ؛
من که هیچ ،
کلاغ های لم داده روی
دکل مخابرات هم به خواب میروند

شب

علی سلطانی

بدون شب بخیر گفتن ات هم میتوانم بخوابم عزیزم!
اما فرق زیادی ست بین کسی که ...
چشمانش را می بندد و خوابش میبرد
با کسی که چشمانش را می بندد و تقلا می کند تا خوابش ببرد

شب

علی سلطانی

از دست پزشک کاری ساخته نیست
قرص های خواب بیهوده اند
چاره را خودم میدانم
به هر بدبختی که شده می خوابم
کافیست
قول بدهی که به خوابم می آیی!

با ما در ارتباط باشید

ما دوست داریم از نظرات شما در اطلاع باشیم

تماس با ما

Email: snowalone.ir@gmail.com


اینستاگرام
فرم تماس با ما

منتظر تماس تان هستیم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic