ابزار وبمستر

Snow Alone | سایت اسنوالون - Short Stories - Cold Night

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

به وبسایت ما خوش آمدید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

برای مشاهده مطالب سایت دکمه زیر را کلیک نمایید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

اسنوالون، بزرگترین مرجع مطالب و نوشته های خاص

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

Snow Alone | سایت اسنوالون

با ما در ارتباط باشید

موزیک پلیر

درباره سایت

logo

با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

توضیحات

سایت عاشقانه اسنو الون مرجع مطالب خاص و دستنویس عاشقانه است که امیدواریم با حمایت های شما مخاطبان عزیز این وبسایت بتوانیم خدمات بهتری را خدمت شما کاربران عزیز ارائه دهیم.

Short Stories - Cold Night


Short Stories - Cold Night

داشتم برگه های دانشجوهامو صحیح میکردم.... 
یکی از برگه های خالی حواسمو به خودش جلب کرد... 
به هیچ کدام از سوال ها جواب نداده بود. ... 
فقط زیر سوال آخر نوشته بود:

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 «نه بابام مریض بوده، نه مامانم، همه صحیح و سالمن شکر خدا ....!
تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی هم نیفتاده ....!
دیشب تولد عشقم بود گفتم سنگ تموم بذارم براش ..!!
بعد از ظهر یه دورهمی گرفتیم با بچه ها بزن و برقص شام هم بردمش نایب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم ...!
بعد گفت: بریم دربند ...؟؟؟
پوست دست مون از سرما ترک برداشت ولی می ارزید.
مخصوصن باقالی و لبوی داغ چرخی های سر میدون.
بعدش بهونه کرد بریم امامزاده صالح دعا کنیم که به هم برسیم وبعدش رفتیم.
دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون، ساعت شده بود یک شب.
راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم.
یعنی لای جزوتم باز کردما، اما همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش.
خنده ام می گرفت و حواسم پرت می شد.
یهویی هم خوابم برد. بیهوش شدم انگار.
حالا نمره هم ندادی، نده. فدا سرت. یه ترم دیگه آوارت میشم نهایتش.
فقط خواستم بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده. یه وقت ناراحت نشی ...!!

چند سال بعد، تو یک دانشگاه از پشت زد روی شانه ام و گفت:اون بیستی که دادی خیلی چسبید ...!
گفتم:اگه لای برگه ات یه تیکه لبو می پیچیدی برام بهت صد می دادم بچه ...!!
 خندید و دست انداخت دور گردنم. گفت:بچمون هفت ماهشه استاد ، باورت میشه ...؟؟
 عکسش را از روی گوشیش نشانم داد ...!
خندیدم که گفت:این موهات رو کی سفید کردی؟
این شکلی نبودی که ...!
نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط و نشست کنارم ...!
دلم میخواست براش بگویم که یک شبی هم تولد عشق من بود
که خودش نبود، دورهمی نبود، نایب نبود، دربند نبود، امامزاده صالح نبود...!!
فقط
"سرد" بود ...!!!

نظرات

ارسال نظر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شب

علی سلطانی

وقتی از پشت تلفن
با صدای خواب آلودت
شب بخیر میگویی ؛
من که هیچ ،
کلاغ های لم داده روی
دکل مخابرات هم به خواب میروند

شب

علی سلطانی

بدون شب بخیر گفتن ات هم میتوانم بخوابم عزیزم!
اما فرق زیادی ست بین کسی که ...
چشمانش را می بندد و خوابش میبرد
با کسی که چشمانش را می بندد و تقلا می کند تا خوابش ببرد

شب

علی سلطانی

از دست پزشک کاری ساخته نیست
قرص های خواب بیهوده اند
چاره را خودم میدانم
به هر بدبختی که شده می خوابم
کافیست
قول بدهی که به خوابم می آیی!

با ما در ارتباط باشید

ما دوست داریم از نظرات شما در اطلاع باشیم

تماس با ما

Email: snowalone.ir@gmail.com


اینستاگرام
فرم تماس با ما

منتظر تماس تان هستیم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic