تبلیغات
Snow Alone | وبسایت اسنوالون - Concord
img

به اسنوالون خوش آمدید

با استفاده از یا می توانید بین بخش های مختلف وبسایت جابه جا شوید

وارد شوید

Snow Alone | وبسایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

ادامه

Concord

Concord
قرار بود همیشه قرار من باشد
و مثل کوه سراپا کنار من باشد ...!
قرار بود که دار و ندار او باشم ...
قرار بود که دار و ندار من باشد ...!
قرار بود که در آسمان دنیایش ...
ستاره باشم و او هم مدار من باشد ...!!
قرار بود دلش را فقط به من بدهد ...
قرار بود که در انحصار من باشد ...!
قرار بود بماند به پای من تا مرگ ...
و نیز خانه ی بی او مزار من باشد ...!!
قرار بود که این ها قرارمان باشد ...
دروغ بود که قرار است "قرارِ من" باشد ...!!!

نظرات مطلب

برای ارسال دیدگاه خود درباره این مطلب اینجا را کلیک کنید

Great blog right here! Also your web site rather a lot up very fast!

What host are you the use of? Can I get
your associate link to your host? I desire my
website loaded up as quickly as yours lol
♥️ مــــــــــن و عشـــــــــــقم ♥️

♥️نه شیــــــرینیم نه فرهادیــــــم♥️

♥️ نه لیلـــــی و نه مجنــــــــــون ♥️

~> مـــــــــــــــــــا <~

♥️قـــراره خودمــــــــون یه قصه جــــــدیـــد باشیم♥️
◁◁اشـــــ✖ـــــک ◆

شوره مگه نه✔

این همه با این ▼دستــــام ▼

♛پاکشــون کردم ♛

◁◁چـرا پس اینقدر دستام بی نمکـه !!
.
.
.
.
آپـَمـ
چقدر وبلاگتون شیک و باکلاس شده...تبریک میگم
قرارمون ساعت عشق
کنار دلشوره زدن
بِــــسِلامَـتیِ
نَبودَنَم
نَخَندیدَنَم
نَشکَستَنَم
بٌغـــــــْض نَکَردَنَم
راحـــَت خوابیــــــْــــدَنَم
تا اَبــْْـــــــَــــــد ....
ﺭﻭﺯ ﻣــــــــــﺮﮔﻢ ﻭﻗﺘـــــــﯽ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺰﺍﺭﯾﻦ ﺗﻮﯼ, ﻗﺒــــــــﺮ
آﺭﻭﻡ ﺑﺰﻧﯿﻦ ﺭﻭﯼ ﺷﻮﻧﻢ ﺑﮕﯿﻦ ' ﻫـــــﯽ ﺭﻓﯿــــــــــﻖ
ﺳﺨﺖ ﮔﺬﺷﺖ ؛ ﻭﻟـــــﯽ ﺩﯾﺪﯼ ﮔﺬﺷﺖ...
ﻣـــــــﻦ " ﺍﻧﺘـِـﻘـــــــــــﺎﻡ " ﻧـﻤـﯿـﮕﯿــــــــــــﺮﻡ!
"ﻗــِــﺼــــــــــــــــــــــــﺎﺹ " ﻣـﯿـﮑـــﻨـــــــــ ...
گـــــاهـی تُــــــف کَــــردَن پُـــشتـه سر کَــــسی
از ریــخـتَـــنـه آب مُـــقَـدَستَــــــره

ببین بازم میگم

پشت سر اونی كه " رفته " !!!
" زانو "زدن اشتباس!!!!√
" نماز میت " سجده نداره ..√
شیـــــشه ای میشکند
یک نفـــر میپرسد
که چـرا
شیشه شکـــست؟
یک نفـــــر میگوید:
شــــاید این رفـع بلاست
دیگری میپرسد
شیشه پنجره را بــــاد شکست؟
دل مـــــن ســــخت شکست
هیچ کــــــس هیـــــــچ نگفت
غصه ام را نشنیــــــد
از خودم میپرسم
ارزش قــــــــلب من از شیشه پنجره هم کـــــــمتربـود?
زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست جان من!
باید باشد بهانه هایی که نبودشان نابودت کنند...
مثل :خنده های کسی,نگاه خاصی,صدایی.چشمهایی, تکه کلامهایی....
اصلا ادم باید برای خودش نیمکت دو نفره ای داشته باشد ...
تاعصر به عصربه ان سربزند....
شب که شدبایدشب بخیرهایی را بشنود....
باید باشند کوچه ها وخیابان و پیاده رو های که از قدمهایت خسته شده اند.....

فنجان های قهوه ای که فالشان عشق باشد....
میزی در کافی شاپ باید شاهد خاطرات ادم باشد...
باید باشند ریتم ها وموسیقی هایی که دگرگونت کنند...
حتی بوی عطری خاص درزندگیت حس شود...
دست خطی که دلت را بلرزاند....
عکس که اشکت را دراورد......
باید باشد....
باید باشد.....
زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست جان من!
باید باشد بهانه هایی که نبودشان نابودت کنند...
مثل :خنده های کسی,نگاه خاصی,صدایی.چشمهایی, تکه کلامهایی....
اصلا ادم باید برای خودش نیمکت دو نفره ای داشته باشد ...
تاعصر به عصربه ان سربزند....
شب که شدبایدشب بخیرهایی را بشنود....
باید باشند کوچه ها وخیابان و پیاده رو های که از قدمهایت خسته شده اند.....

فنجان های قهوه ای که فالشان عشق باشد....
میزی در کافی شاپ باید شاهد خاطرات ادم باشد...
باید باشند ریتم ها وموسیقی هایی که دگرگونت کنند...
حتی بوی عطری خاص درزندگیت حس شود...
دست خطی که دلت را بلرزاند....
عکس که اشکت را دراورد......
باید باشد....
باید باشد.....
ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ . . .

ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

ﻭ ﺗﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ...

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ . . .

ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻤﮥ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻏﺮﻭﺭﺕ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯽ

ﮐﻨﻨﺪ

ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﮥ ﻏﺮﻭﺭﺷﺎﻥ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﺍﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ . . .

ﺗﻮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍﻥ ِ ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﻣﯽ

ﻣﺎﻧﻨﺪ ...

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ . . .

ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺍﺕ ﭘُﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﻭ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺪﻭﻩ ، ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ...

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ . . .

ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ

ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ِ " ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩﻥ "

ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ . . . !!!
در همین نزدیکی ...
کوچه باغی زیباست ،
که درآن خاطره هایم پیداست

آسمانش آبی است ،
جوی آبی جاریست ،

من و تو کودک و دل بسته به هم ،
چشم ها بسته به غم ،

غنچه ای میخندد ،
شاخه ای میرقصد ،

و زمان از گذر ثانیه جا می ماند !!!

لحظه هایی زیباست ،
خاطره یا رویاست ،

هرچه هست ،
در نظر من یکتاست !

قاب یک خاطره در آن پیداست ...

کوچه باغ دل من ...
وقتی می گویم سراغم نیا,
نه این که فراموشت کرده ام . . . ! !
یا دیگر دوستت ندارم !
نه,
من فقط فهمیده ام;
وقتی دلت با من نیست . . .
بودنت مشکلی را حل نمی کند
تنها دلتنگ ترم می کند.
معلمم به خط فاصله می گفت خط تیره...
خوب می دانست فاصله ها چه به روز آدم ها
می آورند...
.
.
قصه گو قصه ی من خانه خرابست ننویس
همه شب منتظرم دشت سرابست ننویس
چه خوش است اینکه دلت یک شبه یغما برود
غصه دار قمرم دیده پر ابست ننویس.

لبخند که میزنی …

پر میشوم از بهانه های خواستنت

پر میشوم از طنین خوش صدای نفسهایت

و زمزمه های در گوشی !

لبخند که میزنی …

پر میشوم از بهانه های خواستنت

پر میشوم از طنین خوش صدای نفسهایت

و زمزمه های در گوشی !
پرواز می خواهم
بادبادکم را بدهید......
می خواهم دل بکنم از این زمین
و وابستگی هایم!!!
اما نخ خیالم به تو گره خورده،
تو بگو، چگونه پرواز کنم؟!!!..
این ابرهای سرخ , این کوچه های سرد
این جاده ء سپید , این باد دوره گرد

این ها بهانه اند , تا با تو سر کنم
تا جز تو از جهان , صرف نظر کنم

جاده بهانه است , مقصود چشم توست
من راهی تو ام , ای مقصد درست

مجنون اگر شکست , لیلی بهانه بود
دنیا از اولش , دیوانه خانه بود

من راهی تو ام , با من قدم بزن
همراه من بیا تا شهر ما شدن

با من قدم بزن , تنها تر از همه
ای مصرع سکوت , در شعر همهمه

با من قدم بزن , چله نشین عشق ,
فرمانروای قلب , در سرزمین عشق

با من قدم بزن , در برف در مسیر
ای بغض نا گزیر , این بار گُر بگیر

ته لهجه ء ملس , در کاسه ء دهن
ای لخته ء انار , بر زخم پیرهن

این مرد را که باز , در تلخی ِ غم است
مهمان به قندکن ,چای ات اگر دم است

در برف چای داغ , دنیای ِ مادو تااست
فنجان ِ چای ِ بعد آغاز ماجراست ...
چیزی نخوان بانوی شایسته!

ترانه های غمگین
در وصف خاموشی عشق را چال کن
کنار غم هایت و
آواز عشق های گذشته را ساکت کن.

بخوان ترانه ای
برای خوابی کشدار از عاشقانی که
مردند و تمام عشق شان
در گورهایی خوابید؛
ببین که
حالا نَفَسِ عشق به شماره افتاده
دیری ست که ما معتکف دیر مغانیم
رندیم و خراباتی و فارغ ز جهانیم...
چون کاسه شکستیم نه پر ماند و نه خالی
بی‌کیسه‌ی بازار چه سود و چه زیانیم...
شیریم سر از منت ساطور کشیده
قصاب غرض را نه سگ پای دکانیم
پروانه‌ای از شعله ما داغ ندارد
هر چند که چون شمع سراپای زبانیم
هشیار شود هر که در این میکده مست است
اما دگرانند چنین ، ما نه چنانیم
ما گوشه نشینان خرابات الستیم
تا بوی میی هست در این میکده مستیم

وحشی بافقی
ببین که قصه‌های ما چه شاعرانه می‌شود!

غمت به چشمِ عاشقم چه جاودانه می‌شود!

تمام عاشقانه‌ها، شبی به گریه می‌رسد

تمام بی‌ تو بودنم، شبی ترانه می‌شود

شبِ سرودنت رسید! ببین که شعر می‌شوی!

برای از تو گفتنم... دلم بهانه می‌شود

بدان که خسته‌ی غمم، نمی‌روم ز قصه‌ات

ولی همیشه قهرِ تو، چو تازیانه می‌شود

نگو نداری راهِ پس! بگو که پیش می‌روی

بگو برای ماندنم، دلت نشانه ‌می‌شود

فرار می‌کنی ز من! نگو که چون ستاره‌ای

نگو که بی‌وفایی وُ شبم فسانه می‌شود

ستاره‌ی عزیزِ من، بگو که مقصدت کجاست؟

نرو بی خدافظی... غمت ترانــه می‌شود
من نمیگویم درین عالم
گرم پو، تابنده، هستی بخش
چون خورشید باش
تا توانی
پاک، روشن
مثل باران
مثل مروارید باش

فریدون مشیری
بـرایـتـــان اینــگونــه آرزو می کــنم :

آن زمــان کــه در مـحــشـــر

خـــدا بگوید : چـــه داشــتی ؟؟؟

حــسیــــن سر بـلنـد کنــد و بگــویــد

حـســـاب شـــد!!!

مــهـمـان مــن اســـت...
عشق همچون آب ، “زلال” است
همچون رود ، “جاریست “
و همانند جوی راه خویش را از دل سختترین سنگها پیدا خواهد کرد .
عشق دلیل نمی خواهد که خود دلیل است .
می بارد ، می شوید .
“آمدنش”، نه به اراده توست
و “رفتنش” ؛ محال است .
شیاری بر وجودت می گذارد ؛ “عمیق”
اگر آمد و جاری نشدی ، اگر بارید و خیس نشدی ، اگر رفتی و تمام شد ! حتی خطی بر وجودت نگذاشت ،
بگذار و بگذر ! که این عشق نیست .
عشق تنهایت نمی گذارد ، در لحظه لحظه های وجودت جاریست .
“عمیق” است ، “شدید” است ، تا اوج رویایت می برد .
رهایت نمی کند .
می ترسی از “نفوذش” ، می گریزی از “عمقش”،
و شیرین است ، لحظاتی که می دانی :
” در نگاه او ، تو بهترینی
و در تمام لحظات او جاری هستی”.
و به یاد بسپار :
“در تمام هستی ، همیشه تاریخ ، هر عاشقی ، سعادت معشوق را می طلبد ؛ حتی با نثار جان خویش ،
و این ، “شهادت” است”.
و همیشه بدان : عشق “سرمایه” نیست ؛ “سعادت” است ...
ذهن ﻣﺎ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺍﺳﺖ . . .
ﮔﻞ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﺷﺖ . . .
ﮔﻞ ﻧﮑﺎﺭﯼ . . .
ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﯾﺪ . . .
ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ . . .
ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺮﺯﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﻠﻒ ﺍﺳﺖ . . .
ﮔﻞ ﺑﮑﺎﺭﯾﻢ . . .
ﺯﯾﺎﺩ . . .
ﺗﺎ ﻣﺠﺎﻝ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ . . .
ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﺸﻮﺩ . . .
ﺑﯽ ﮔﻞ ﺁﺭﺍﯾﯽ ﺫﻫﻦ . . .
ﻫﺮﮔﺰ ﺁﺩﻡ ..... ﺁﺩﻡ ﻧﺸﻮﺩ . . !؟
خدایا.....

این دلتنگی هارا هیچ بارانی ارام نمیکند

فکری کن....

اشک ما طعنه می زند به باران رحمتت

پس از سالها

به خودم سر زدم

دلم به حالم سوخت!

غرق شده بودم...!!!

به تنگ آمده ام از همه چیز

بگذارید هواری بزنم

من برای این همه درد کافی نیستم...!..
قرارنبود زندگیم اینی که هس باشه
.
.

.
.
.
.
.
.
خودمم نفهمیدم منظورم چی بود بیخیال گفتم یه چیزه مرتبط گفته باشم
خخخخ نه عوض نشده باو.بچه خودشونه
خنگ پللوی عروسی منظورم بود.بدبخت اون چ گناهی کرده به درگاه خدا که باید زنه داداشه خنگه من بشه

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

مطالب مرتبط

آخرین عناوین

Cloudy Days

Damn the Air

Action and reaction

Love after marriage

Geography of love

Pain

Thief

Unfinished Meeting

Checkered shirt

Leave The Habit

Stranger

late

Latte Irish Cream

Read my mind

Prison belonging

نویسندگان

نمایش نظرات 1 تا 30

گالری عکس

درباره سایت

سایت عاشقانه اسنو الون مرجع بهترین مطالب عاشقانه شامل دلنوشته های عاشقانه, عکس های جدید عاشقانه,عکس نوشته های زیبا,جملات کوتاه و متن های بلند عاشقانه،اشعار و داستان های عاشقانه است که امیدواریم با حمایت و پشتیبانی های شما دوستان و مخاطبان عزیز این وبسایت بتوانیم مطالب و امکانات جدید و بهتری رو خدمت شما کاربران عزیز ارائه دهیم.

اطلاعات تماس، پیوندها و ...

اطلاعات تماس

آمار سایت

  • بازدید کل:
    3
  • بازدید امروز:
    1
  • بازدید دیروز:
    1
  • بازدید ماه قبل:
    2
  • بازدید این ماه:
    1
  • تعداد مطالب:
  • نویسندگان:
  • آخرین بروزرسانی:

قدرت گرفته از میهن بلاگ